جشن وزارت علوم بود.
رفتیم، پوتراجایای زیبا.
نوبت دریافت گواهی نامه که رسید، هدایتم کردن به سمت دیگه ای. انتخاب شده بودم برای دریافت گواهی نامه از وزیر علوم.
بعد نوبت صرف ناهار بود با وزیر.
و بعد عکس یادگاری.
روز خوبی بود.
تکلف رو دوست ندارم.
به شما فکر می کردم، به لحظه هائی که حمایتم کردید، می کنید... و نفهمیدم، نمی فهمم...
...
هردر که زنم صاحب آن خانه توئی تو
...